خرید بک لینک
صفحه های زندگیمو ورق میزنم دنبال زنجیره ی گمشده م میگردم می ترسم که پیدات نکنم اینجا از این ترسِ همیشه ام میترسم کوچیکو بزرگ , بزرگو کوچیک قدری خاطره ی خوب مونده برام که روزمو با اونا شب کنم از این تنهایی که روحمو خورده درام می بینی چه ساده گذر میکنم ازین روز ببین چه آسون دقیقه و ساعت میکنم خودمو زندونی میکنم تو یه چار دیواری از هیاهوی بیرون خیالمو راحت میکنم گاهی خیره میشم به کنج دیوار گاهی هم پلک میزنم ناخودآگاه رها میشم توی فضای اطراف انگار تنها یک قدم مونده تا خدا راه به تو فکر میکنم, به فکر تو دخیل میبندم رج میزنم تارو پودتو به ثانیه هام اما عجب از

برچسب: به یاد تو از درد جان می نویسم,به یاد تو,به ياد تو,به یاد تو بودم حتی,به یاد تو بودم حتی وقتی,به یاد تو موندم علی تکتا,به یاد تو بودم,به یاد تو هستم,به یاد توام,به یاد تو علی تکتا, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:55

نخواستم شیرین من باشی که مثل فرهاد عمر هدر دهم کوه از جا کنم نخواستم لیلای من باشی که به دیوانگی در شهر , شهره و انگشت نما شوم نخواستم زلیخای من باشی که تا سر حد هوس هم , هم پای من , به دنبال من آیی نخواستم تهمینه ی من باشی که همچون رستم جنگِ با دیو را برای اثبات عشق در بوق و کرنا کنم نخواستم منیژه ی من باشی که با قرصی خواب همچو رامین مرا از سوءذنی در امان داری نخواستم حتی زهره ی من باشی که همچون منوچهر تنها مات عشوه های آسمانیت باشم من تنها خواستم که تو خودت باشی خواستم خودت باشی و تنها من تا ما داستان عشق خودمان باشیم نه شبیه یکی نه شبیه دیگری خواستم عمر را

برچسب: قصه ی ما گفته نشده تموم شد,قصه ی ما ستار,قصه ی ما مثل شد,قصه ی ماه پیشونی,قصه ی ماه و پلنگ,قصه ی ما تموم شده بایه علامت سوال,قصه ی مادربزرگ,قصه ی ما به سر رسید,قصه ی ما یه سفر بود,قصه ی ما همین بود پرنده بی پرنده, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:55

در گوشه ای از دیوار اتاقمنقش جوانی سایه بسته استزانوانش در آغوشاز یاد همه عالم حتی فراموشسر به سمت پنجره کج کردهمیله های پنجره را به شمارش نشستهانگار چیزی سنگینی می کند بر روی سینهداغی میزند بر دلم که آتشم می کشدنه لبخندی نه اشکی توضیح نمیداد حال مرانه لرزشی نه تکانی تضمین نمیداد زنده بودنم راتنها بالا و پایین شدن سینه ام بود کهمرا وادار میساخت به تنفسهمه جا ساکت بودو تاریکهمه جا برام مبهم بودو بی معنابی هدف گویی سر میکردم آن لحظه ای راکه سرا پا شور و هیجانم را در گورستان قلبمجرعه جرعه خاک میکردمارتشی از آرزوهایم بر این شبتارو مار میشدو از بین میرف

برچسب: تولدم مبارک,تولدمه,تولدم,تولدم نزدیکه,تولدم مبارک نیست,تولدت مبارک,تولدمه سلامتی پدرم,تولدمه ولی,تولدمه ولی تنهام,تولدمبارك, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:55

شب است و سکوتخفقان است و سیاهینه شهابی نه ستاره ایرد روشنی جا نمیگذارد بر شبممن تنها،دوخته شده بر رخت خوابمفکرو خیال پرسه میزند بر سر، دردهایمگزینه های پژمردنم تیک میخورندو منافسون میشوم به سوتی شبیه سوت پایانبا نگاهم یک قدم جلو تر برمیدارم در این سیاهیمحو ترو غرق تر میشوم در این مردابگاهی خود را رها میسازم در این گردابتا شاید رها شوم ازین بی رحمی روزگارزخم ها بر تنم مانده و من خسته ی راهاندک سوی امیدی مانده به جاده ی پیش رویا از آن رد میشومو آینده مرا میزبانی میکندیا درین راه فرسوده خواهم شدولاشه م را میسپارم به فرسودگی پیمان...

برچسب: شب و سکوت و صدای دل انگیز,شب و سکوت,شب و سکوت دل انگیز,شب و سکوت کویر,شب و سکوتش,شب و سکوت شعر,شب است و سکوت دل انگیز,شب سکوت کویر mp3,شب سکوت کویر ویکی صدا,شب است و سکوت, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:54

زندگی سخت است سخت هم میگذردهر قدر سرعت چرخش عقربه ها بیشترهر چقدر ورق خوردن تقویم بیشترروز ها سخت ترو سخت ترتا آنجا که نفس برای بالا آمدنش التماس میکندآرزو گرد یک جرعه آب خنک میچرخدکه با خیالی خوش از گلو پایین رودو زندگیست که اسمش میشود زندانی اجباریسوهانی بر اعصابمثل ناخنی بر جمجمه ی افکارذهن پریشانم را آنسوی جهنم میبردآری زندگی گاهی سخت میگذردمثل انتظار برای پایان سختی هااما افسوس از آنکه ندانیپایانش کجاست... پیمان...

برچسب: فرسودگی شغلی,فرسودگی شغلی چیست,فرسودگی تحصیلی,فرسودگی شغلی pdf,فرسودگی شغلی معلمان,فرسودگی شغلی پرستاران,فرسودگی,فرسودگی تحصیلی چیست,فرسودگی تحصیلی برسو,فرسودگی شغلی در پرستاران, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:54

هر چه در خانه زدم بر عبث بوداين دل از آنچه ميپنداشت بي رمق تر بودهول و هراسش مثل يك سيمي خاردارزخم ميساخت ديوار نحيفش راگرفته بودو به دنبال يك راه علاجميپيمود سراچه خيال آدمي عاشق راكه شايد چاره شود درماني بر دل بيچاره شودقطره اي تازه بر آتش حالي كه بيماره شودولي افسوس كه انتظارها تنها انتظار ماندعقربه از ساعت هم گذشت اما خبر نشدهواي سنگين تنهايي خفه كرده بود تابو توانش راو لبخندي تلخش بر لبانش بود ازين تكراراز اين تكرار طلسمي منحوس بر دامنشكه يكه شد بازهم ميان غم هايشآنگاه كه بي رمق تر شد از آنچه در واقعيت بود... پيمان...

برچسب: تن خسته ای ولی خوابت نمیبره,تن خسته,تن خسته من,تن خسته ای ولی خابت نمیبره,تن خسته فراز جدید,تن خسته ام,تن خسته ی من,تن خسته از تقویم,شعر تن خسته,ته خسته تن بلاره, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:54

آخرين كشتي هاي منم در حال غرق شدنن انگاركه حتي سايه اي پخشو پلا شده ام روي زميندهن كجي اش را شروع كرده به نفساي آخر آرزوهامجنگ تمام شده است بين منو تقديرشكست خورده ام, به غرامت رفته جوانيمزنده ام هنوز اما بدتر از مرده هاي زير خاكمراه ميروم اما نه مثل يك مرده استواره سينه سپرميخندم اما مصنوعي نه مثل آن قهقه ي از ته دلحرف ميزنم اما واژه ها را در كلامم گم ميكنمو مثل هميشه روي يك ايوان خرابه مانده از دوران جنگحسرتم را در استكان چايم حل ميكنمو مينوشموخيره ميشوم به آن طرف آب هامن كجا اينجا كجا , انگار آخر دنياست براي مندوري و جدايي, دلتنگي و انتظارو انتظارعق

برچسب: مرده متحرک,مرده متحرک فصل 5,مرده متحرک زنده,مرده متحرک به انگلیسی,مرده متحرک ویکی,مرده متحرک facebook,مرده متحرک بازی,مرده های متحرک,مرده ی متحرک,فیلم مرده متحرک, نویسنده: بهنام قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:54

صفحه بندی